|
|
|
|
|
دارم یک بیزینس جدید راه میندازم البته میندازیم سرمایه اش مال من نیست ولی مسئولیت امور بامنه .سرم خیلی شلوغه .به رفتن از ایران هم خیلی جدی فکر میکنم وکم کم از فکر داره به عمل تبدیل میشه .انتظار تنهایی رو میکشم خانواده ام هنوز در کنارم هستن واین یکم برام سخته دلم اون خلوت ها ورانندگی های نصف شبو میخواد که الان مجالش نیست. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 10:22 توسط دخترفروردین
|
|
||